جزوه آموزشي عربي 2 پيش دانشگاهي از آقاي سيفعلي اكبري سرگروه محترم عربي منطقه خواجه قسمت دوم
قواعد درس 10
‹‹ الإستثناء››
استثناء: عبارت است از خارج كردن كسي يا چيزي از يك حكم كلي.
مهمترين ادوات استثناء عبارتند از : «إلّا –غير- سوي-ماخلا- ما عداو..››
مانند: « حضر المعلمون إلّا عليّاً››
مستثني منه ادات مستثني
اقسام مستثني:
1- مستثني متصل: ( مستثني ازجنس مستثني منه است) و إعرابش غالبامنصوب مي باشدمانند: « جاءت النساءُ إلّا فاطمةَ››
2- مستثني منفصل: (مستثني ازجنس مستثني منه نيست) و إعرابش هميشه منصوب مي باشدمانند:« جاء المُسافرونَ إلّا أمتعتَهم››
3- مستثني مفرّغ : (مستثني منه در آن ذكر نشده باشد)مانند:
« ماجاءَ إلّاأبوكَ››
-إعراب مستثني مفرغ متناسب با نقشي است كه در جمله دارد( به عبارت ديگر إعراب مستثني منه محذوف را در بر مي گيرد )
ملاحظه:
*إعراب ‹‹سوي و غير›› همانند إعراب اسمي اشت كه بعداز ‹‹إلّا›› واقع مي شود. مانند:
‹‹ما نَجَحَ غيرُ المُجتهدِ›› ‹‹ نَجَحَ الطلابُ غيرَ الكسلانِ››
‹‹المنادي››
منادي: اسمي است كه پس از حرف ندا واقع مي شود. مانند: يا اللهُ
مهمترين حروف ندا عبارتند از: ‹‹ يا - أيا- هَيا- أي و أ››
أقسام منادي:
1- مفرد : كه خود شامل
الف- منادي علم: ( إعرابش مبني بر ضمّ محلاً منصوب ) مانند ‹‹ يا عليُّ؛ يا محمدُ››
ب- منادي نكره مقصوده: ( إعرابش مبني بر ضمّ محلاً منصوب ) مانند ‹‹ يارجلُ؛ يا مؤمنُ››
ج-- منادي نكره غيرمقصوده: ( إعرابش منصوب ) مانند ‹‹ يارجلاً خُذ بِيَدي›› ( در كتب درسي اشاره اي به آن نشده است)
2-مضاف: (كه إعرابش منصوب است ) مانند ‹‹ يا عبدَ اللهِ››
3- نوع ديگري از منادي وجود دارد كه به آن منادي شبه مضاف مي گويندوآن اسمي است كه به ما بعد خود تعلق دارد. مانند: ‹‹ يا راغباً في العلمِ›› ‹‹ يا جميلاً فعلُهُ››
* گاهي در منادي مضاف به ‹‹ي›› متكلم ضمير ‹‹ي›› حذف مي شود و حركت ماقبل آن ‹‹كسره ›› مي ماند. مثل: ‹‹يا ربِّ›› در اصل يا ربِّي بوده است.
* براي منادي قرار دادن اسمهاي داراي ‹‹ال›› بعد از ‹‹يا›› از كلمات ‹‹ أيُّها›› براي مذكّر و ‹‹ أيَّتُُها›› براي مؤنث استفاده مي شود كه در اين صورت ‹‹أيُّ يا أيَّةُ›› منادي نكره مقصوده مبني بر ضمّ محلاً منصوب و ‹‹ها›› حرف تنبيه و اسم داراي ‹‹ال›› اگر جامد باشد ‹‹ عطف بيان ››و اگر مشتق باشد ‹‹ صفت›› است.
مانند: ‹‹ يا أيُّها المؤمنونَ›› ‹‹ يا أيَّتُها المرأةُ››
صفت و مرفوع عطف بيان و مرفوع
· در ‹‹ اللهمَّ›› كلمه ‹‹اللهُ›› منادي علم مبني بر ضم محلاً منصوب و ‹‹مّ›› عوض از حرف ندا است.
قواعد درس 11
‹‹المضاعف و المهموز››
مضاعف : فعلي است كه در اولين صيغه ي ماضي مجرد داراي دو حرف از يك جنس باشد. مانند:‹‹مدَّ››
ادغام فعلهاي مضاعف به شرح زير مي باشد:
1 فعل ماضي:از صيغه ي 1تا5 ادغام ودر بقيه صيغه ها فك ادغام
2- فعل مضارع:در 12 صيغه ادغام ؛ ولي در صيغه هاي6و12 ( جمع مؤنث) فك ادغام
3- فعل أمر:در صيغه ي اول هر دو وجه ادغام وفك آن جايز است و در جمع مؤنث فك ادغام در بقيه صيغه ها ادغام مي شود.
در صيغ مفرد مضارع مجزوم و امر هر دو وجه ادغام وفك آن جايز است مانند:
‹‹ لَم يَسُرَّ يا لَم يَسُرُر - مُدَّ يا أُمدُد››
مهموز: فعلي است كه در اولين صيغه ي ماضي آن ‹‹همزه›› وجود داشته باشد. مانند:‹‹ أمرَ- سألَ -قرأَ››
فعل مهموز تقريبا مانند فعل سالم صرف مي شود جز در مواردي كه دو همزه در كنار هم قرار گيرند كه در اين صورت از سه حالت خارج نيست:
الف- اگر اولي مفتوح باشد دومي به الف قلب مي شود مانند:‹‹أَأكُلُ= آكُلُ››
ب- - اگر اولي ضمّه داشته باشد دومي به‹‹و›› قلب مي شودمانند: ‹‹ أُأتِيَ= أُوتِيَ››
ج-- اگر اولي كسره داشته باشد دومي به‹‹ي›› قلب مي شودمانند: ‹‹ إِءمان = إِيمان››
قواعد درس 12
‹‹ أساليب جمله››
1- جمله خبريه: براي رساندن خبر مورد استفاده قرار مي گيرد و شامل دو نوع ‹‹ إسميه و فعليه ›› است مانند: ‹‹ جاء الطلابُ›› ‹‹ الطلابُ جاءوا››
2- جمله إستفهاميه: : براي سؤال كردن از شخص يا چيزي مورد استفاده قرار مي گيردو غالبا با ادوات إستفهام شروع مي شود مانند: ‹‹ كيفَ حالُكَ؟›› ‹‹ متي تأتي؟››
3- جمله طلبيه: با فعل طلب ( أمر –نهي و...) شروع مي شود مانند: ‹‹ أُطلُب العلمَ و لا تكسل››
4- جمله نداء: كه غالبا با ادات ندا همراه است مانند: ‹‹ يا مَن اسمُهُ دواء››
5- جمله إستغاثه: نوعي ندا است كه بوسيله آن كمك خواسته مي شود. و اركان آن عبارتند از :
حرف ندا‹‹ يا›› + المستغاث يا ا لمستغاث به ( كه با ‹‹لام›› مفتوحه مي آيد)+ا لمستغاث لَه( كه با ‹‹لام›› مكسوره مي آيد)مانند: ‹‹ يا لَلمسلمينَ لِلمظلومينَ›› ( اي مسلمانان به فرياد ستمديدگان برسيد)
6- جمله نُدبه: نداي انساني است كه دچار مصيبتي شده و مردم را به ياري مي خواند. ندبه با ادات ‹‹ يا - وا ›› مي آيد مانند: ‹‹ وا حُسيناه – يا حسرتا››
7- جمله تعجّب: داراي 4 صيغه است :
الف- ‹‹ ما أفعَلَ›› مانند: ‹‹ ما أجمَلَ الربيعَ››
صيغه تعجّب متعجب منه( هميشه منصوب است)
ب- ‹‹ أفعِل بِ›› مانند: ‹‹ أكرِم بِكَ صديقاً››
ج- ‹‹ يا لَ›› مانند:‹‹ يا لَكَ من صديقٍ!››‹‹ يا لَها من أمٍّ حنونٍ››
د- ‹‹لِلهُ درُّ›› مانند: ‹‹ لِلهُ درُّكَ عالماً››
8- جمله مدح و ذمّ: أفعال مدح( نِعمَ و حَبَّذا) أفعال ذمّ(بِئسَ ولاَ حبَّذا)
عناصر تشكيل دهنده جمله مدح يا ذم عبارتند از:
- فعل مدح يا ذم – مدح شده يا ذم شده(فاعل) و مخصوص به مدح يا ذم
مانند: ‹‹ نِعمَ الجارُ عليٌّ›› ‹‹ بِئسَ الشيمةُ الكذبُ››
خبر مقدم مبتداي مؤخر خبر مقدم مبتداي مؤخر
* فاعل مدح يا ذم هميشه معرفه است.
* در كلمه ‹‹ حَبَّذا›› ‹‹ذا›› اسم اشاره و فاعل مدح است.
9- جمله شرط: با يكي از ادوات شرط همراه است مانند: ‹‹ إن نصبر نَظفَر››
10- جمله إغراء وتحذير: شرحشان در بحث مفعول به گذشت ( درس 8)
‹‹ والسلام علي من إتّبع الهدي››
***